*زمان*
 
محمود عباسی


FreeCod Fall Hafez


محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 دی‌ماه سال 1391 توسط حامیان دکترمحمودعباسی چهارراهی

مقاله ای که در ذیل می خوانید نوشته محمد خوش‌چهره«اقتصاددان» که در ستون سرمقاله امروز روزنامه آرمان منتشر شد:  «اقتصاد بدون نفت» حرف درستی است. البته در کتاب‏های اقتصاد و تئوری‏های مدیریتی، نه در برنامه‌های اقتصادی دولت فعلی. اقتصاد بدون نفت رویایی است که تجربه بسیاری از کشورهای تازه توسعه‌یافته صحت واقعی بودن را به راحتی اثبات می‏کند. در ایران هر وقت که بحث اقتصاد بدون نفت مطرح می‏شود اشارات گسترده‏ای به میزان منابع طبیعی غیرنفتی و پتانسیل‏های گسترده کشور به عنوان جایگزین منابع نفتی می‏شود.

 درست است که موقعیت جغرافیایی و منابع غیرنفتی می‏توانند کمک فوق‌العاده‏ای برای فرار از زیر بار اقتصاد تک‌محصولی نفتی باشند اما برای رسیدن به اقتصاد غیرنفتی یک شرط لازم وجود دارد که همه کمبودهای منابع طبیعی و... تحت تاثیر کارکرد مثبت آن برای پویایی اقتصادی بی‌اثر خواهند شد و آن شرط لازم توان استفاده بهینه از نیروی انسانی و امکان مدیریت برای منابع موجود است. ما دهه‌هاست که درست از همین ناحیه ضربه خورده‏ایم و از جهان عقب افتاده‏ایم.

بر این پایه می‏توان گفت حرف‏های آقای احمدی‌نژاد درخصوص رفتن به سمت اقتصاد غیرنفتی با توجه به کارکرد دولت ایشان حرف‏های کارشناسی و برپایه دیدگاه اقتصادی تعریف شده نیست. دولتی که بیشترین استفاده را در طول تاریخ از منابع سرشار نفتی داشته، بیشترین وابستگی را در بودجه‌های خود به درآمد نفت ایجاد کرده و ذخایر کشور را به کمترین حد خود رسانیده نمی‏تواند دم از اقتصاد بدون نفت بزند.

 تجربه کشورهایی چون ژاپن، کره، مالزی و... نشان داده است که حتی بدون داشتن منابع فوق‌العاده غیرنفتی و حتی بدون داشتن موقعیت ژئوپلتیک مناسب، تنها با تکیه بر نیروی انسانی متخصص و پرورش یافته و ایجاد همگرایی در سطوح مختلف جامعه می‏توان به تحقق توسعه امید بست. مشکل اساسی ما در حوزه اقتصاد بیشتر به وضعیت سیاسی-اجتماعی کشور برمی‏گردد، جایی که شکاف، نیروهای متخصص را پراکنده کرده و امکان همفکری و تبادل نظر برای یک اجماع علمی-تخصصی سخت شده است.

 این وضعیت روز به روز هم تشدید می‏شود. رئیس دولت حتی وزرای خود را هم به بهانه انتقاداتی کوچک نمی‏تواند تحمل کند دولت اگر می‏توانست اقتصاد را خوب اداره کند و به بیان دیگر اگر شیوه‌های دولت برای اداره کشور کارآمد بود اکنون می‏باید با توجه به درآمدهای سرشار نفتی شاهد وضعیت دیگری باشیم.

دولتی که با بیش از 600 میلیارد دلار درآمد نفتی هنوز در بهبود وضعیت اقتصادی مشکل دارد بدون این درآمد چه خواهد کرد؟ دولتی که حتی نمی‏تواند بودجه خود را سر موعد مقرر تهیه و تنظیم کند و از بی‌نظمی اقتصادی و آمارهای غیرشفاف رنج می‏برد قطعا قادر نخواهد بود که اقتصاد بدون نفت را محقق کند. بنابراین چنین حرفی از هیچ پایه اقتصادی-مدیریتی برخوردار نیست.

نکته اینجاست که در یک رمزگشایی از این دست سخنان مقامات دولتی به راحتی درخواهیم یافت که اظهارات آنها برپایه اهداف دیگری انجام می‏شود، همانطور که اصرار دولت بر ایجاد واگرایی نیز یک رفتار نهادینه سیاسی با اهدافی سیاسی است که وضعیت کنونی در کشور نتیجه آن است. مساله این نیست که دولت نمی‏تواند وضعیت مطلوب اقتصادی در کشور محقق کند، مساله مهم این است که رفتارهای دولت اثبات کرده که مقامات اجرایی کشور در حد انتظار در این مسیر حرکت نکردند. در حقیقت مساله توان دولت نیست بلکه خواست دولت است.



 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک