*زمان*

محمود عباسی

*زمان*

محمود عباسی

تحلیل سیاسی هفته

«تحلیل سیاسی هفته»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛در این هفته بی‌تدبیری‌های انجام شده در مقابله با فشارهای اقتصادی باعث شد که بخش‌هایی از جامعه - به طور مستقیم و یا غیرمستقیم - درگیر عدم احساس امنیت روانی اقتصادی شوند و این وضعیت زمانی به اوج خود رسید که نرخ ارز روز به روز افزایش یافت و به رکوردهای غیرقابل باوری دست یافت.

شاید هیچکس در اینکه آمریکا برای جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران وارد صحنه شده و در این راه از همه توان و موجودیت خود و همپیمانانش استفاده می‌کند و از هیچ دسیسه و توطئه‌ای فروگذار نیستند، تردیدی نداشته باشد ولی آنچه مورد بحث و مناقشه است، عدم استفاده از نظرات کارشناسی، تصمیم گیریهای بسته و جزیره ای، پشت کردن به واقعیت‌ها و در پیش نگرفتن راههای صحیح مقابله با مشکلات است که فریاد همه دلسوزان و صاحبنظران اقتصادی را در آورده و باعث شده که مردم، خود را در معرض آسیب‌های روانی و عدم اعتماد عمومی بیابند.

آنچه فارغ از حجم توطئه‌ها و فشارهای گسترده دشمنان انقلاب در این نبرد سنگین اقتصادی، مردم را نگران کرده، نوسانات و فراز و نشیب‌های موجود در شیوه مدیریتی مدیران اجرایی و اقتصادی کشور است که به این وضعیت دامن زده و سرمایه‌های اجتماعی در جامعه را در معرض آسیب قرار داده است.

متأسفانه عدم صداقت و شفافیت مدیران اجرایی و اقتصادی با افکار عمومی و عدم تبیین برخی تنگناها که ممکن است مردم در آینده با آن مواجه شوند، نه تنها راه چاره مؤثر و مفیدی نبوده بلکه رفته رفته امنیت روانی جامعه و سرمایه اجتماعی کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از همه مهمتر نقش فرافکنی‌ها و عدم پذیرش مسئولیت برخی اشتباهات و انداختن آن به دوش دیگران و استتار ضعف‌های مدیریتی و عدم استفاده از همه ظرفیت‌های کارشناسی موجود، قطعاً کمتر از تبعات تحریم‌ها نبوده و باعث آزردگی خاطر مردم شده است. خوشبختانه رهبر معظم انقلاب چندی پیش با اشاره صریح و واقع‌بینانه به پیامدهای تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی، نه تنها آنها را بی‌تأثیر و درحد کاغذ پاره ندانستند بلکه ضمن هشدار نسبت به ضرورت تمهید پادزهر و راهکارهای مناسب، در واقع نقشه راه پیش رو برای خنثی‌سازی اثر تحریم‌ها را نیز تبیین کردند ولی گویا برخی مدیران بنا دارند عالماً و عامداً با دادن آدرس‌های غلط و فرافکنی در پذیرش مسئولیت، به زخم مردم نمک بپاشند.

هفته جاری درحالی پشت سر گذاشته شد که عنوان "هفته نیروی انتظامی" را به همراه داشت. در این هفته که قاعدتاً موضوع نظم و انضباط اجتماعی، امنیت اخلاقی جامعه، عفاف و حجاب و استقرار آن به عنوان یک دغدغه عمومی باید مورد بحث قرار می‌گرفت، آنان که مسئولیت اجرایی و فرهنگی جامعه را برعهده دارند، ترجیح دادند از کنار آن بگذرند و همچنان چشم شان را بر واقعیت‌های تلخ و دردناک ببندند.

هر چند نیروی انتظامی معتقد است برای برخورد با نمادهای فساد اجتماعی و کنترل بیرونی بی‌بندوباریها آمادگی لازم را دارد ولی متأسفانه به جای آنکه حمایت شود، با کارشکنی و موانع رسمی و آشکار مواجه است. متأسفانه سالهاست که به بهانه لزوم کار فرهنگی و نهادینه کردن فرهنگ عفاف در جامعه از برخورد با آنهایی که تعمداً به دنبال گسترش فساد در جامعه و خدشه وارد کردن به امنیت و آرامش عمومی مردم هستند، تعلل می‌شود بدون آنکه در بخش فرهنگی اقدام بایسته و شایسته‌ای انجام پذیرد.

متأسفانه پس از سالها تعلل در زمینه بهینه سازی وضعیت فرهنگی و نهادینه کردن حجاب و عفاف در جامعه، اینگونه آشکار می‌گردد که مسئولان اجرایی علاوه بر آنکه از انجام وظایف خود در بخش‌های اقتصادی عاجزند، در بخش‌های فرهنگی نیز دچار همین ضعف هستند و شاید در خوشبینانه‌ترین تحلیل‌ها، با تعلل و مسامحه، راه را برای مبارزه با ناهنجاریهای اجتماعی بسته نگاه داشته‌اند.

در مهمترین رویدادهای خارجی هفته، ادامه واکنش‌های جهانی علیه فیلم موهن، تداوم انقلاب مردم بحرین، برگزاری تظاهرات ضد دولتی جدید در عربستان و انفجارهای مرگبار در عراق قرار داشتند.

پس از گذشت یک ماه، واکنش‌ها علیه توطئه آمریکائی - صهیونیستی به فیلم موهن این هفته نیز ادامه یافت و در بسیاری از کشورهای جهان مسلمانان با سردادن شعار علیه عاملان این اهانت و دولتهای حامی آنها، خشم و نفرت خود را از توطئه مذکور ابراز داشتند، اعتراض ملت‌های مسلمان علیه فیلم موهن، درحالی وارد دومین ماه شده است که اغلب دولتهای اسلامی همچنان در مقابل این حرکت ضد اسلامی سکوت کرده و تحرک لازم را از خود نشان نداده‌اند. در این میان، سازمان همکاری اسلامی که درحال حاضر به عنوان تنها سازمان فراگیر مدعی دفاع از منافع جهان اسلام مطرح است، عملکردی منفعلانه در قبال این مسئله مهم و تعدی جبهه کفر علیه مرزهای عقیدتی جهان اسلام داشته و تنها به محکومیت لفظی، آنهم با لحنی محتاطانه پرداخته است که قطعاً با انتظار و خواست مسلمانان فاصله دارد.

در هفته جاری، قیام مردم بحرین علیه دیکتاتوری رژیم آل خلیفه با تقدیم دو شهید دیگر تداوم داشت. ملت انقلابی بحرین پس از گذشت نزدیک به دو سال همچنان با حضور در خیابانها و ادامه تظاهرات، نشان می‌دهند در راه دستیابی به هدف خود قصد از پای نشستن ندارند و مصمم هستند تا پیروزی نهایی و به دست آوردن حق مسلم خود، یعنی حکومت مردمی و غیرتبعیض آمیز به مبارزه ادامه دهند هر چند که در این مسیر مورد بی‌مهری و بی‌اعتنایی ظالمانه مجامع بین‌المللی و سازمان‌های حقوق بشری، از جمله سازمان ملل و شورای به اصطلاح امنیت این سازمان قرار گرفته‌اند.

سران حکومت آل خلیفه که با پشت گرمی عربستان، آمریکا و سایر دولتهای ذی نفوذ، به کشتار و سرکوب ادامه می‌دهند بپذیرند پشتوانه مردم را ندارند و دوام نخواهند آور و در آینده‌ای نه چندان دور در برابر محکمه ملت بحرین قرار خواهند گرفت.

این هفته عربستان نیز شاهد گسترش اعتراضات سیاسی علیه رژیم حاکم بود و در بخش‌هایی از شرق این کشور معترضان به تظاهرات پرداختند. در این حال، گزارش رسیده است که مأموران امنیتی سعودی به منازل مردم در مناطق شیعه‌نشین حمله کرده و شماری از افراد مظنون را به قتل رسانده‌اند. این حرکت از سوی رژیم ریاض بیانگر تشدید سیاست سرکوب توسط این رژیم است و دلیلی به جز افزایش وحشت دولتمردان ریاض از تحولات آینده و اوجگیری قیام مردمی ندارد.

در هفته جاری، عراق بار دیگر شاهد انفجارهای خونین بود و در چند حادثه نزدیک به 50 نفر کشته شده و تعداد بیشتری زخمی شدند. انفجارها در عراق، برنامه‌ای است که با هدف ساقط کردن دولت کنونی این کشور صورت می‌گیرد و پشت این برنامه، جبهه‌ای مشترک، متشکل از دولتهای مداخله گر خارجی و گروههای زیاده طلب داخلی قرار دارند. این جبهه شوم درصدد است با انفجارهای پی در پی و ایجاد بلوا و ناامنی، اجازه بازگشت ثبات به جامعه عراق را ندهد و از این طریق دولت را برای پذیرش شرایط و خواسته‌های غیرقانونی خود به تسلیم وادارد. این در واقع آخرین حربه‌ای است که دشمنان جناح حاکم فعلی که در آن شیعیان اکثریت دارند به کار گرفته شده که تاکنون با شکست مواجه شده است.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد