*زمان*

محمود عباسی

*زمان*

محمود عباسی

«یک جرعه اخلاق برای مسئولان»

«یک جرعه اخلاق برای مسئولان» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید:
منازعات فردی و جناحی با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بالا گرفته و به نظر می‌رسد اگر این برخوردها مهار نشوند هر روز بر حجم منازعات افزوده خواهد شد.

بخشی از منازعات، نوعی فرافکنی است با این هدف که تقصیرها را به گردن دیگران بیاندازند و بر ضعف‌ها سرپوش گذاشته شود. بخش دیگر نیز ریشه در نفسانیات دارد و خوی خود برتر بینی افراد موجب می‌شود زیر بار حرف حق نروند و عملکردهای خود و یا سخن و نقطه نظر خود را معیار حق تلقی کنند و دیگران را در عملکردها و اظهارات و نظر دادن‌ها به خطا متهم نمایند. با اینحال، تمام این منازعات در قدرت خواهی اعم از به دست آوردن قدرت یا حفظ و یا افزایش دادن آن، ریشه دارد هر چند در این قبیل منازعات، بطور طبیعی فردی که شروع کننده است مقصر است و گاهی برای طرف مقابل راهی غیر از پاسخ دادن وجود ندارد.

ورود نخبگان، عالمان، قلم به دستان و اصحاب رسانه به این قبیل منازعات فقط با هدف نصیحت کردن و توجه دادن طرفین به اصول اخلاقی و مسائل مهم‌تری که وقت‌ها و نیروها باید صرف آنها شوند قابل توجیه است، زیرا اصولاً فایده دیگری برای ورود آنان به این قبیل منازعات متصور نیست. این واقعیت را تجربه نشان داده و به اثبات رسانده و نیازی به اصرار برای اثبات مجدد آن نیست. منازعات اخیر، چه در سطوح عالی کارگزاران و چه در سطوح پائین‌تر که اولی در ظاهر به مسائل سیاسی مربوط می‌شد و دومی به عملکردهای اقتصادی، بعد از نصایح صریح رهبری و هشدارهای ایشان در سفر خراسان شمالی صورت گرفت. متأسفانه هنوز چند روزی از این توصیه‌های اکید و هشدارهای مهم نگذشته بود که این منازعات شروع شد و اوج گرفت. این وضعیت ناهنجار، در گذشته نیز بارها ملاحظه شد و در مجموع اکنون تردیدی در این واقعیت وجود ندارد که روش‌های معمول برای جلوگیری از منازعات مسئولین، کارآمد نیست.

با توجه به همین واقعیت، این سؤال پیش می‌آید که اولاً آیا باید برای مهار کردن منازعات از روش اخلاقی که بر توصیه، نصیحت و هشدار مبتنی است ناامید شد و ثانیاً چه روشی در این زمینه جواب می‌دهد و کارساز است؟

پاسخ اینست که روی آوردن به روشی دیگر هیچ منافاتی با ادامه روش اخلاقی ندارد. در هر حال باید به روش اخلاقی که توصیه، نصیحت و هشدار پایه‌های آن را تشکیل می‌دهند عمل کرد و حتی امیدوار بود و در عین حال به سراغ روشی دیگر نیز رفت.

روش دیگر، توسل به اهرم قانون است. خوشبختانه قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی برای تمام مواردی که تاکنون موضوعات منازعات میان مسئولین را شکل داده‌اند راه چاره در نظر گرفته و هیچیک از آنها را بلاتکلیف نگذاشته است. اگر تاکنون مشکلات باقی مانده‌اند و منازعات همچنان ادامه دارند و به نتیجه روشنی نرسیده‌اند، به این دلیل است که در هیچیک از این موارد به قانون عمل نشده است. اگر همه، قانون را در کلیه امور و منازعات و اختلافات، فصل الخطاب قرار دهند هرگز هیچ مشکلی بدون راه حل باقی نمی‌ماند و هیچ موضوعی بلاتکلیف رها نخواهد شد. قانون اساسی جمهوری اسلامی، آحاد مردم را در برابر قانون یکسان دانسته و هیچکس را مستثنی نکرده است. اگر تاکنون مشکلات و منازعات فیمابین مسئولین ارشد حل و فصل نشده به دلیل بی‌توجهی آنها یا بعضی از آنها به قانون و عدم تمکین در برابر موازین است.

در کنار محور قرار دادن قانون، توجه به حکمت و اخلاق نیز یک ضرورت انکارناپذیر است. مسئولان نظام جمهوری اسلامی در هر رده‌ای باید به این واقعیت توجه عمیق نمایند که اصولاً فلسفه تشکیل این نظام و به قدرت رسیدن آنان در این کشور، خدمت کردن بی‌منت به مردم است. در نظام جمهوری اسلامی که عده‌ای با فداکاری‌های خود توانستند رژیم ستم شاهی را کنار بزنند و سرنوشت کشور را دردست خود مردم قرار دهند باید مردم را ولی نعمت دانست و خدمت به آنها اساس مسئولیت پذیری‌ها باشد. در منازعاتی که میان مسئولان جریان می‌یابد، آنچه اصولاً به حساب نمی‌آید، حقوق مردم است. دشمنان این کشور با تمام امکانات درحال ضربه زدن به مردم هستند و مردم نیز با انواع مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند و در همین حال، منازعات و فرافکنی‌های مسئولین موجب اتلاف وقت و امکانات کشور می‌شود.

این وضعیت، برای مردم قابل قبول نیست و نمی‌تواند دوام داشته باشد. مراجعه به قانون نیز درصورتی راهگشا خواهد بود که موازین اخلاقی هم در نظر گرفته شود. این روزها که حجاج در راه بازگشت به میهن هستند شاید این ابیات پرمعنای شیخ بهائی بتوانند هماهنگ با حاجیان، به مسئولین هم این درس را بیاموزند که بدون خدمت به مردم اصولاً به حساب نمی‌آیند و تمام عملکردهایشان باطل و بی‌اثر و بی‌ثمر است.

همه روز، روزه بودن، همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن
زمدینه تا به مکه، به برهنه پای رفتن
دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن
به معابد و مساجد، همه اعتکاف جستن
زمناهی و ملاهی، همه احتراز کردن
شب جمعه‌ها نخفتن، به خدای راز گفتن
زوجود بی‌نیازش، طلب نیاز کردن
به خدا قسم که آن را، ثمر آن قدر نباشد
که به روی ناامیدی، در بسته باز کردن

این ابیات، برای مسئولین نظام جمهوری اسلامی با صراحت این پیام را دارد که از فرصتی که خدا در اختیارتان قرار داده حداکثر بهره را برای باز کردن درهای بسته به روی مردمی که وفادار و فداکارند و در همه حال و در فراز و نشیب‌ها برای اعتلای کشور و نظام در صحنه بودند و هستند و خواهند بود، تلاش کنید. از این فرصت استثنائی غفلت نکنید که دیگر آن را به دست نخواهید آورد. این ابیات، حاوی یک جرعه اخلاق برای مسئولانند که اگر آن را نوش کنند، از وارد کردن اینهمه نیش و کنایه به یکدیگر و نشتر زدن به زخم‌های مردم پرهیز خواهند کرد و چنین باد.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد