اندیشکده «شورای آتلانتیک» در مقالهای با اشاره به بینتیجه بودن نشست کلینتون و لاوروف در دوبلین برای بحث درباره سرنوشت بحران سوریه، اشاره کرد «اخضر ابراهیمی» نماینده ویژه سازمان ملل در سوریه به تغییر شرایط در این کشور توجهی ندارد و میخواهد از توافقات قدیمیتر بین آمریکا و روسیه برای حل بحران در دمشق استفاده کند.
«فردریک هاف» عضو ارشد مرکز «رفیق حریری» و نماینده ویژه سابق وزارت خارجه آمریکا در روند انتقال قدرت در سوریه، در این مقاله مینویسد ابراهیمی در نظر دارد با همه کشورهای دارای منافع یا نفوذ در سوریه مشورت کند و به همین دلیل باید به ایران هم سفر نماید. از طرف دیگر، آمریکا برای رسیدن به هر راهحلی در سوریه ابتدا باید اختلافاتش را با روسیه حل و فصل کند.
* نشست کلینتون و لاوروف درباره سوریه بینتیجه بود
«اخضر ابراهیمی» نماینده ویژه سازمان ملل در سوریه ظاهراً پایان بحران در این کشور را نزدیک دیده و به دوبلین ایرلند رفته تا در اولین فرصت نشستی را بین کلینتون وزیر خارجه آمریکا و لاوروف وزیر خارجه روسیه برگزار کند. وی در انتهای این دیدار پیامی را به مطبوعات داد که قبلاً به تأیید کلینتون و لاوروف رسیده بود: «هیچ تصمیم مؤثری نگرفتیم.» به نظر میرسد این تواضع وی دلیل خوبی هم دارد.
* به عقیده مقامات روسیه دولت اسد به پایان خط رسیده است و موسکو باید خود را از بشار اسد جدا کند
هیچکدام از دو طرف نشست در دوبلین نسبت به رویدادهای سوریه بیاطلاع نبودند. حتی موسکو هم متوجه برگشتن توازن قدرت در نبرد نظامی علیه دولت اسد و به سود مخالفان مسلح شده است. مقامات روسی در روزهای اخیر مرتباً تأکید کردهاند که بشار اسد دوست صمیمی آنها نیست و نجات سیاسی وی اهمیت کمی برای مسکو دارد.
اگرچه این اظهارات جدید نیستند؛ اما تکرار آنها نشان میدهد مقامات روسی استفاده حکومت سوریه از سلاحهای آلوده را نشانی از استیصال دولت این کشور و موجب بیاعتباری خود میداند. کلینتون هم اخیراً اعلام کرد: «حکومت سوریه تحت فشار شدیدی است؛ از جمله در دمشق.» و خروج اخیر کارکنان سازمان ملل از سوریه به هیچ وجه از چشم نماینده ویژه این سازمان دور نماند.
* ابراهیمی هم پس از تلاش برای تکمیل وظیفه عنان در سوریه به نتیجهای نرسید
ابراهیمی با توجه به موقعیت کنونی سوریه احساس کرد فرصت خوبی به دست آورده است. این دیپلمات الجزایری، تابستان امسال که پست کوفی عنان را از او گرفت همه تلاش خود را کرد تا روشها و طرحهای متفاوتی را نسبت به عنان پیاده کند. البته دلیل این کار ابراهیمی به هیچ وجه بیاحترامی به عنان نبود؛ بلکه وی میخواست مطمئن شود هیچ روشی نمانده که عنان آن را امتحان نکرده باشد. با این حال، ابراهیمی در نهایت به نتیجهای کاملاً معکوس رسید.
وی در بیانیه مطبوعاتی دیروز خود گفت که سه نفر مذاکرهکننده «همچنین کمی هم درباره این صحبت کردند که چگونه میتوان به روشی رسید که سوریه را از پرتگاه نجات دهد؛ طراحی روند صلحی که بر اساس نشست ژنو باشد.»
* عنان با حمایت کلینتون تلاش کرد همه عناصر دخیل در مسئله سوریه از جمله روسیه و چین را به تغییر حکومت در این کشور متقاعد کند
منظور ابراهیمی بیانیه پایانی «گروه عمل برای سوریه» در تاریخ 30 ژوئن بود. عنان در ژنو وزرای خارجه نماینده پنج عضو دائم شورای امنیت به علاوه ترکیه، اتحادیه اروپا و سه کشور عضو اتحادیه کشورهای عربی (کویت، عراق و قطر) را که دارای مسئولیتهای مهم در سوریه هستند دور هم جمع کرد.
سپس با حمایت کلینتون توانست همه کشورهای حاضر از جمله روسیه و چین را متقاعد کند تا روشی برای انتقال قدرت سیاسی به طور مسالمتآمیز در سوریه طراحی کنند تا حکومت کنونی کنار برود و یک «دولت واقعاً دموکراتیک و پلورالستی» جایگزین آن شود؛ «تغییر حکومت» به بهترین روشی که مناسب وضعیت سوریه است.
* اگر نقشه طراحی شده کلینتون و عنان اجرا میشد در حقیقت نتیجهای جز برکناری اسد و پیروزی مخالفان در پی نمیداشت
عنان و سایر موافقان این طرح برای متقاعد کردن روسیه و چین به پیوستن به روند انتقال حکومت که قرار بود قدرت را از اسد بگیرد، مجبور شدند بپذیرند که استعفا و کنارهگیری اسد نباید پیششرط شروع روند مذاکرات درباره انتقال قدرت باشد.
تیمهای مذاکرهکننده از طرف حکومت سوریه و گروههای مخالف باید دور جمع شوند و بر اساس توافق دو جانبه (و در حقیقت به منظور اخراج اسد و حامیانش از دولت آینده سوریه) یک «گروه حکومتی انتقالی» تشکیل دهند که دارای «قدرت اجرایی کامل» باشد.
اگر این روش اجرا میشد، اسد و اعضای حکومتش بیشک سوریه را ترک میکردند و هرگز حاضر نمیشدند قدرت را تسلیم کنند و در کشور بمانند تا حکومت جانشین اسد درباره آنها حکم صادر کند.
* دلایل کنارهگیری عنان و عدم موفقیت وی در مأموریتش در سوریه
با این حال، برنامه عنان هرگز پیاده نشد و وی پس از چند هفته مجبور به استعفا شد. این کار عنان دلایل بسیاری هم داشت: مخالفت قابل درک اسد با روند پیشنهادی، اجتناب وی از پیاده کردن آتشبس عنان، بیمیلی روسیه به فشار بر اسد برای پذیرش حکم «گروه عمل»، و کشمکش سخت در شورای امنیت بر سر پیشنویس قطعنامهای که در نهایت توسط روسیه و چین وتو شد.
* به اعتقاد غرب، دیگر زمان برای مذاکره بین دولت اسد و گروههای مخالف گذشته است و تنها راهحل، کنارهگیری اسد است
میتوان درک کرد که ابراهیمی چرا میخواهد به فرمول نشست ژنو برگردد. اما شرایط از ژوئن امسال تا کنون تغییر کرده است. اگرچه در آن زمان هیچکدام از گروههای مخالف حاضر نبودند در حالی که اسد برای حفظ حکومت تلاش میکرد، وارد روند مذاکره با وی شوند؛ اما اگر اسد میپذیرفت برای همکاری با عنان نیروهای ارتش را به عقب بخواند، همه زندانیهای سیاسی را آزاد کند، اجازه تظاهرات مسالمتآمیز را صادر نماید، و به رسانههای خبری اجازه فعالیت آزادانه بدهد، شاید مخالفان هم حاضر میشدند تن به مذاکره با تو بدهند. با این حال، اکنون دیگر برای آغاز و به نتیجه رسیدن مذاکره درباره روند انتقال قدرت، راهی به جز کنارهگیری اسد و طرفدارانش وجود ندارد.
ابراهیمی دیگر به جای «گفتگو» و «مذاکره» بین طرفهای سوری که از یکدیگر متنفر هستند، بهتر است به دنبال توافق روسیه و آمریکا برای تشکیل یک حکومت انتقالی باشد؛ یا دستکم طراحی روندی برای ایجاد چنین حکومتی که سپس تحت حمایت شورای امنیت نیز قرار بگیرد.
* اگر ابراهیمی بخواهد بنا به گفته خود با همه کشورهای دارای منافع و نفوذ در سوریه مشورت کند، مسلماً باید سفری هم به ایران داشته باشد
بنابراین ابراهیمی تلاش خود را خواهد کرد تا روندی را بر اساس نشست ژنو طراحی کند. بیشک دیپلماتهای آمریکایی و روس با هم دیدار خواهند کرد تا احتمالات را در اینباره بررسی کنند. و بیشک ابراهیمی با دیگر اعضای نشستهای «گروه عمل» و همچنین، بنا به بیانات دیروز خودش با «همه کشورهایی که در سوریه منافع یا نفوذ دارند» مشورت خواهد کرد.
این رویکرد احتمالاً به سفری به ایران هم منجر خواهد شد: کشوری که مسلماً نه تنها در سوریه «منافع یا نفوذ» دارد، بلکه خود دلیل اصلی مسئله سوریه است. برای مقامات ایران اهمیتی ندارد چندین نفر از مردم سوریه به دست شریک کوچکترشان در دمشق کشته میشوند. آنچه اهمیت دارد حفظ سوریه به عنوان پل ایران به حزبالله لبنان است: هدفی که بدون اسد رسیدن به آن ممکن نیست.
* آمریکا اگر میخواهد اسد را از قدرت کنار بگذارد، باید ابتدا موافقت روسیه را جلب کند
ممکن است سرنوشت سیاسی و شاید حتی فیزیکی بشار اسد در نبرد زمینی بین دو طرف رقم بخورد؛ اما اگر ابراهیمی بتواند از طریق گفتگو به انتقال قدرت دست پیدا کند، برای خودش برد محسوب میشود. همانگونه که کلینتون اشاره کرده است، روش کنارهگیری اسد هم مهم است. اگر این کار به «شیوهای مدیریت شده» انجام شود، برای «مردم سوریه که به شدت و در تمام طول این مدت رنج کشیدهاند، و همچنین برای منطقه» بهتر است.
اگر قرار است این «شیوه مدیریت شده» ذرهای احتمال عملی شدن داشته باشد، روسیه باید به اسد بگوید کارش تمام شد و موسکو هم برای کنار رفتن وی تمام تلاش خود را خواهد کرد. موسکور ظاهراً از گزارشهایی خوشش میآید که در آنها آمریکا متعهد میشود سازمان «جبهه نصرت» را به لیست سازمانهای تروریستی خود اضافه کند.
به این معنا که از نظر موسکو، واشینگتن قبلاً از بازگشت تروریستها به سوریه حمایت میکرده است؛ تروریستهایی که تا قبل از سال 2011 به کمک دولت اسد وارد عراق میشدند. اما آنچه در حال حاضر مهم است این است که موسکو و واشینگتن با هم همکاری نزدیکی داشته باشند و بتوانند مردم سوریه را بحران کنونی نجات دهند.
* جلسه دوبلین در صورتی «مؤثر» قلمداد خواهد شد که اسد در روزهای آینده به طور دیپلماتیک از قدرت کنارهگیری کند
از جلسه دوبلین هیچ نتیجه «مؤثری» حاص نشد؛ اما اگر اسد در روزها و هفتههای آینده متقاعد شود تا به طور دیپلماتیک از قدرت کنار رود میتوان با نگاهی به گذشته، جلسه ابراهیمی، لاوروف و کلینتون را «مؤثر» توصیف کرد. موانع زیادی بر سر این راه وجود دارد؛ اما تلاش در این زمینه لازم است. اسد تا امروز تصمیمات درستی نگرفته است. وی به خاطر خودش و خانوادهاش هم که شده بهتر است قبل از آن که دیر شود، تصمیم درستی در اینباره بگیرد.
فارس/